جمال الدين محمد الخوانساري
238
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
8148 من أعطى التّوبة لم يحرم القبول . هر كه عطا كرده شود توبه را ، يعنى توفيق توبه بيابد وبكند محروم كرده نشود از قبول يعنى البتة توبهء أو قبول بشود ، ومراد به « توبه » پشيمانى از گناهست از خلوص قلب ، ولازم اينست « 1 » كه ديگر قصد كردن آن نداشته باشد وعزم اصرار بر ترك آن داشته باشد واگر نه در حقيقت پشيمان نخواهد بود . 8149 من أخلص العمل لم يعدم المأمول . هر كه خالص گرداند عمل را از براي خدا نباشد نيابندهء اميد داشته شده ، يعنى البتة دريابد آنچه را اميد دارد از اجر آن عمل . 8150 من خالط النّاس ناله مكرهم . هر كه آميزش كند با مردم برسد باو مكر ايشان . 8151 من اعتزل النّاس سلم من شرّهم . هر كه كناره كند از مردم سالم باشد از شرّ ايشان . 8152 من لانت عريكته وجبت محبّته . هر كه نرم باشد خوى أو ثابت شود دوستى أو ، يعنى قرار گيرد در دلها . 8153 من حسنت خليقته طابت عشرته . هر كه نيكو باشد خلق أو نيكو باشد مخالطت ومعاشرت أو . 8154 من أكثر مسئلة النّاس ذلّ . هر كه بسيار كند سؤال از مردم را خوار گردد ، مراد به « سؤال » درخواست حاجتي است از ايشان از مال وغير آن .
--> ( 1 ) يعنى لازمهء توبهء حقيقي اينست كه بار ديگر قصد بجا آوردن آن امر كه از آن توبه ميكند نداشته باشد ( تا آخر ) .